خبرنت

Thursday
Sep 09th
Text size
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

یک غزل از سال های سیاه دههء شصت/ م.سحر

یک غزل از سال های سیاه دههء شصت/ م.سحراز دَم ِ زیستن، زمانه تهی ست

هستی از جان ِ جاودانه تهی ست

چشم از اندوه ِ ابرها لبریز
 

بهت / آریانه یاوری

بهت / آریانه یاوری

کمرگاه شهر را شکسته اند

و چه کم برای الاغ های مقدس گریسته ام

انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم

انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم

انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم --------- خاک عالم بر سرم

تازه فهمیدم بلانسبت که خیلی ه...

داستان کوتاهی بنام مرد سکسی! - راشل زرگریان

داستان کوتاهی بنام مرد سکسی! - راشل زرگریان درحالیکه سرم به آرامی روی کتف او قرار دارد به ضربان قلب او گوش میدهم وگرمی بدنش را ا...

باور... - آریانه یاوری

باور... - آریانه یاوری

در سوگ یک خدای مرده ام

و رویای شیطانی که شور و خواهش های مرا به عمق تنت پیوند زند

باور...

صفحه 1 از 32
تبلیغات
امروز:    پنجشنبه , 18/شهريور/1389  

کاربران حاضر

ما 143 مهمان آنلاین داریم

با خبر نت درفیس بوک