گفتوگو با کرباسچی تصوير روشنی به دست خواهد داد از پسزمينه نقدهای او بر بیبرنامگی اصلاحطلبان در سالهای گذشته و موضعگيریهای سياسی اخير او. او شرح جلسه خود با سيدمحمد خاتمی در آستانه انتخابات رياستجمهوری ۸۰ را بازگو میکند ....
خبر کوتاه بود: "ساموئل هانتینگتون" درگذشت. ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز و استاد سیاست در دانشگاه هاروارد موئلف ۱۷ عنوان کتاب که شامل کتابهای ارزشمندی چون "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" و "موج سوم دموکراسی" بود و ۵۸سال از عمر پربار خود را به کار و تدریس در دانشگاه هاروارد گذراند (۲۰۰۷-۱۹۴۹)، روز سه شنبه ۲۴ دسامبر سال ۲۰۰۸ در سن ۸۱ سالگی در ایالت ماساچوست آمریکا فوت کرد. مرگ هانتینتگتون برای همه دانشجویان توسعه گرای سیاست، رخداد تلخی بود.
قرار بود زندان مفهوم زمان وارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگیکرده ام و خود را دوباره به دنیا آورده ام برای انتخاب راهی نو. ......
بیش از ده روز است که از مهندس وحید شیخ بگلو ،دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه خودمان -دانشگاه آزاد تبریز –خبری نداریم. عصر روز چهارشنبه ۴دی ماه در حالیکه وحید شیخ بگلو در منزل به سر میبرده است ،مامورین اداره اطلاعات ایشان را به شکلی غیرمتعارف به دم در فرا میخوانند و بدون هیچگونه اطلاعی ،ایشان را به مکانی نامعلوم منتقل میکنند .
طی هفته آخر شهروندان اسرائیلی وفلسطینی ها ی ساکن عزه هرروز وشب با حوادث وحشتناک مواجه میشوند. درحقیقت هردو دردامی بس مهیب گرفتار آمده اند که گریز ازآن به این سهولت امکان پذیرنیست. این درگیری روزشنبه 27.12.2008 درساعتهای صبح شروع شد. شب قبل ازآن چند موشک بطرف شهر ازدروت در اسرائیل پرتاب شد. .......
اولش تو نبودی. من تنها بودم. تنهای تنها و مردی بود انگار در زیرزمینی که سگی داشت؛ مرد کوچکی که میخواست سگش را به جان من بیاندازد، اما سگش دندانی نداشت که بتواند گازم بگیرد. پیر شده بود و کوچک... مرد هم پیر شده و مرده بود...
شرایط برای رژیم اسلامی شاید هیچ گاه دیگر به اندازه نیمه ی نخست سال 2008 مناسب نگردد. شرایطی که زاده شده از مناسبات جهانی بود تا اقدامات رژیم. در این دوران، به نظر می رسید که قیمت نفت در بازارهای جهانی راهی به جز افزایش ندارد.
گفتگویی با آقای کورش زعیم عضو شورای عالی جبهه ملی ایران پرسشگر : فرشید یاسائی جنبش ملی گرایی مبتنی بر ارزشهای باستانی و حقوق بشر در ایران، بویژه در طی چند سال گذشته که بسیاری از فعالان سیاسی در ترویج آن، بعنوان موثرترین حربه علیه دگماتیسم مذهبی، خشونت، فساد و انحصارگری، کوشا بوده اند، روند رشدی فزاینده داشته است.
شادروان کسروی در نَسک "شیعه گری" خود میگوید که "من در شِگفتم که چگونه خاندان معاویه و خاندان علی زمانی کوتاه پس از درگیری آنها در کربلا با یکدیگر آشتی میکُنند، ولی این شیعیان دوآتشۀِ قزوین، پس از گُذشت 1400 سال هنوز دست از خونخواهی حُسین برنمیدارند."
در ادامهی پروژهی سرکوب و قلع و قمع فعالان دانشجویی در دانشگاه شیراز، امروز (چهارشنبه)، 8 نفر دیگر از دانشجویان با احکام سنگین ممنوعیت از تحصیل و ارجاع به کمیتهی انضباطی مرکزی وزارت علوم برای صدور رای در مورد مابقیِ اتهاماتشان محکوم شدند.
افسوس بزرگ من این است که ما از فردوسی تا ایرج و از سعدی تا هدایت شعر و نثر خود را بهدقت نخواندهایم. تصویری را که شاعران بزرگ ما از شیخ و واعظ و مفتی و محتسب و خطیب بهدست دادهاند ندیدهایم. حافظ را نخواندهایم که میگوید:
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه
من بر این باور هستم که«فرایند گذار به دموکراسی»یک الزام عینی و عقلانی است.برای این که از مهم ترین شاخصه های دموکراسی،تسامح و تساهل در برخور با دیگری است و این امر به «پلورالیزم» مرجوع است و «پلورالیزم»ماهیت واقعی فرهنگ بشر در دوران مدرنیزم است که از ان گریزی نیست.
دموکراسی سیاسی تنها با استقرار یک نظام جمهوری و شرکت مردم در انتخابات مربوط به اَن محقق نمیشود، بلکه شرکت و نقش مردم را در صحنه تصمیم گیریهای روز مره طلب میکند. این شرکت فعال و حضور در صحنه تصمیم گیریها، از طریق تاسیس نهادهای پایه ای دموکراتیک نظیر ابجمن شهر، انجمن صنفی، سندیکا، اتحادیه، شوراهای محلی و ایالتی و ولایتی و غیره صورت میگیرد.
برای یک ایران اینبار پای صحبت محمود دولتآبادی نشسته است. در بین نویسندگان ایران، کمتر نویسندهای را میتوان یافت که همچون محمود دولتآبادی به مسئله تبعیضهای اجتماعی و حقوق اقلیتها پرداخته باشد. با او گپ کوتاهی داشتیم پیرامون زبان فارسی و حق تحصیل به زبان مادری برای اقلیتهای ساکن ایران.
سال 2008 هم رفته رفته دارد به پایان خود نزدیک می شود و گمان می کنم این آخرین بازتاب ما در این سال باشد. پس بی مناسب نیست اگر نگاهی به آنچه که روی میزمان در انتظار وارسی مانده است، بیندازیم و با خاطری آسوده به پیشباز سال آینده برویم!
آری، با همه ی تکان دهندگی سرسام آور اش حقیقت دارد: پادشاه ایران، با همه ی اختیارات عدیده ای که خود قانون مصطلح به مشروطه به او سپرده است شخصا نیز موظف است که به ترویج طریقه ی حقه جعرفیه اثنی عشریه بپردازد، به عبارت دیگر، و با کلامی صریح و همزمان نزدیک تر به حقیقت متعالی ای که نویسندگان آن قانون را برانگیخته بود، او، یعنی پادشاه، موظف به «جهاد» است.
زندگي تکنوکراتها در ايران موضوع جالبي است که جا دارد درباره اش تاريخ ها نوشته شود. هرچند در دوران قاجار بوروکراسي دولتي مدرن بويژه پس از اصلاحات ميرزا تقي خان امير کبير و اعزام دانشجو به خارج رشد چشمگيري داشت ولي تعداد تکنوکراتها در زمان قاجار حتي بعد از مشروطيت آنقدر کم بود که بسختي بشود درباره شان حرفي زد.